تبلیغات
پلاس - سری جدید جک های تیرماه 92
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : ریبین رسانا
نویسندگان
نظرسنجی
موبایلتون رو از کدام طریق شارژ می کنید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هاست
پلاس
مجله اینترنتی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 27 تیر 1392 :: نویسنده : ریبین رسانا

باز ماه رمضان آمدست و روزه / رایگان گشت بلیط اتوبوس و موزه

باز در بند شدند لات و ابلیس و هبل / باز بلبل به چمن می فروشد غمزه

بعد افطار دلت گرد و قلمبه گردد / بس که خوردی کباب جوجه یکروزه!

اندکی صبر …

“زولبیا بامیه” نزدیک است!

به ادامه مطلب بروید

فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه بیخوابی شبانه، گرسنگی روزانه

روز شماری ماهانه پرخوری سحرانه، افطاری شاهانه و توقع آمرزش سالانه! مبارک!

بسلامتی پدری که وختی بی اعصاب بازی در میاری چنان با جفت پا میاد تو شیکمت که

متوجه این مطلب بشی که از تو بی اعصابترم تو این خونه هست

پسره رو آوردن شبکه جام جم، به بیست زبان زنده دنیا مسلطه …
من از اول راهنمایی تا حالا زبان انگلیسی میخونم هنوز در حد آی ام بلک بورد هستم!

میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید
دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه …!

هیچی بدتر ازین نیس که بری تو مهمونی هلو برداری فک کنی هسته جداست؛

بعد نباشه و تا وسطای خوردنش آب از زیر آرنجت سرازیر بشه …
اه اه اه اه اه اه …

بهشت اونقدرام که میگن خوب نیست ها
فکر کن این همه بزرگان دور تا دورت نشستن اصن روت نمیشه پاتُ دراز کنی!!

به دوستم اس میدم میگم تولدت مبارک…
میگه مرسی عزیزم تولد تو هم مبارک!
جوونا دارن از دست میرن به خدا

طرف نوشته بود که:
من یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم
یکی کامنت گذاشته بود:
پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار!

دقت کردین تو این یه ساعت مونده به افطار اینقدر طول میکشه که اگه برنامه ریزی کنی میتونی
توش ازدواج کنی بچه دار هم بشی.

تازه امروز هشتم ماه رمضونه، حالا اگه عید بود الان سیزده‌ بدر بودا :|

ﺍﺩﻡ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ
ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻗﻄﻌﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻩ
ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺍﺭﺯﻭﻧﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ :|

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻫﺎ ﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧه، ﻣﻌﺘﺎﺩﻩ، ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﻩ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻗﺎﭼﺎﻗﯽ ﺑﺮﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﻭﻥ ﻭﺧﺖ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ!

ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺱ ﺑﻮﺩﻡ :|

ینی اینقدر که واسه “اینترنت شبانه رایگان” شب زنده داری کردم اگه واسه نماز شب،

شب زنده داری میکردم الان یه سرور اینترنت مفتی تو بهشت داشتم! :دی
.
.
.
یه بار نشد من موقع امتحانا به غلط کردن نیفتم :)

به بعضیا باید گفت:

عزیزم تو از شعورت استفاده کن، اگه تموم شد من بازم برات میخرم!

حیف نون میره رستوران میگه: جوجه دارین؟

گارسون: آره

میگه: دونش بدین نمیره!

معتاده به دختره متلک میگه:
چشاش بیشت!
صداش بیشت!
تیپش بیشت!
دختره برمیگرده میگه: گم شو آشغال!
معتاده میگه: انژباط شفر . . .

 :)


شمارم توگوشیت تارعنکبوت گرفته

(طرح خجالت دادن بی وفاها)

معلم:
هرکی سوال بعدی منو جواب بده میتونه بره خونه . . .
شاگرد کیفشو از پنجره میندازه بیرون!
معلم با عصبانیت:
کی اون کیفو انداخت بیرون؟
من بودم آقا، خداحافظ

اعتراف میکنم

اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن

و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم!

حلاااال کنید :)

قابل توجه شما دانشجوی عزیز

واحد دانشگاهی دو حالت داره:

1- واحد های سختو که نمیشه خوند

2- واحد های آسون هم که ارزش خوندن نداره!

یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم

یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه!

یارو میره پیش دکتر متخصص میبینه ویزیتش بیست هزار تومن شد!
به دکتر میگه: اگه تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه!
وگرنه خودت بگرد پیداش کن!

دستام خسته شدند. پاهام طاول زدند. از کمر افتادم. اصلا جون ندارم. دارم میمیرم تو رو خدا
یکی از اندی بپرسه خوشگلا تا کی باید برقصن!

جدیدترین جوک ها و لطیفه های خنده دار در سایت دوستی ها

Doostiha.IR

پسرها به خاطر دوستاشون حتی از عشقشون میگذرن

ولی دخترا برای اینکه پسری رو بدست بیارن آرزو میکنن که

سر به تن دخترای دیگه نباشه!

دیشب با داداشم نشستیم پای هندونه

جاتون خالی با قاشق تمام مغزش رو تراشیدیم و خوردیم

بابام از اونور داد میزنه میگه: یه ذره هندونه بزارید بمونه روی اون پوست

تا رومون بشه بزاریمش دم در! اینجوری مردم فک میکنن بز تو خونه بستیم :|

اونایی که روزه سکوت میخان بگیرن، سحر بیدار میشن سر و صدا میکنن!؟

با این روزای بلند شهر رمضان نیس که دیگه!!! استــــانِ رمضانه

بابای من جلوى تلویزیونى که کنترلش دستش نباشه نمیشینه
اصن غرورش اجازه نمیده!

ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﺭﺧﺘﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ
ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻬﻮ ﮔﻼﺑﯿﯽ ﭼﯿﺰﯼ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮﺳﺮﺵ ﭼﺎﺭﺗﺎﻓﺮﻣﻮﻝ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﺸﯿﻢ |:

کاش فرستادن اس ام اس چندین مرحله داشت مثلا:
1- فرستادن 2- میخوای بفرستی؟ 3- بفرستم؟ 4- دارم میفرستما!!!
5- پشیمون نیستی؟ 6- بازم فکر کن! 7- بفرستم؟
8- دیگه دارم میفرستما!!! 9- فرستادم! 10- فرستاده شد!
اگه این گزینه ها بود حداقل آدم اشتباه اس نمیداد …

ﺷﻮﻫﺮﯼ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩ:
ﺳﻼﻡ. ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﻡ ﺧﻮﻧﻪ. ﻟﻄﻔﺎً ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﮐﺜﯿﻒ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺸﻮﺭ
ﻭ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻦ.
ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﯿﻮﻣﺪ!
ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ:
ﺭﺍﺳﺘﯽ! ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻩ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ.
ﻫﻤﺴﺮ:
ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ! ﻭﺍﻗﻌﺎً؟
ﺷﻮﻫﺮ:
ﻧﻪ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ!

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ:
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ،
ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ: ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ!
ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ!
ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ: ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ!
ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ!
ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻛﻦ!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ، ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﺨﻮﺍﺏ!!

مصاحبه برای استخدام
مصاحبه کننده:
در هواپیمائی 500 عدد آجر داریم، 1 عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجر داریم؟
متقاضی : 499 عدد!
مصاحبه کننده:
سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید.
متقاضی:
مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم، مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال، مرحله سوم: در یخچالو میبندیم!!
مصاحبه کننده:
حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید!
متقاضی:
مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم، مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریم
مرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچالریال مرحله چهارم: در یخچالو میبندیم!!
مصاحبه کننده:
شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی، اون کیه؟
متقاضی:
گوزنه که تو یخچاله!!
مصاحبه کننده:
چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد میشود؟
متقاضی:
خیلی راحت، چون سوسمارا همشون رفتن تولد شیر!!
مصاحبه کننده:
سوال آخر. اون پیرزن کشته شد، چرا؟
متقاضی: امممممممم، نمیدونم، غرق شد؟
مصاحبه کننده:
نه، اون یه دونه آجری که از هواپیما انداختی پائین خورد تو سرش مرد!!!

شما مردود شدین، نفر بعدی لطفا :|

گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد
گاهی کسی ما را دوست دارد اما ما نمیفهمیم
خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم! :)

پشه ها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن؟ خب برن همونجا

عینک نمی زد که نگن عینکیه
یه روز چاله ی جلوی چشمش رو ندید و خورد زمین؛ از اون روز به بعد چلاق صداش میزنن!

یکی از فانتزیام اینه که خواهرم اسمش سحر باشه
توی ماه رمضون صداش کنیم
سحر، سحره
تا سحره پاشو سحری بخور سحر!

هربار به خودم میگم امشب یه شام سبک میخورم
ولى یه ندایى از اعماق وجودم خودش زنگ میزنه پیتزا سفارش میده!

مرد براى هضم دلتنگیاش عجالتن این یه لقمه رو هم میزنه تا بعد ببینیم چى میشه!

یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که
بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده!

دنیاى مزخرفیه، دو ساعت به موج و ساحل فکر کنى انگار نه انگار
اما دو دقیقه که به مورچه فکر کنى، تمام تنت شروع میکنه به خاریدن!

ملّت Love میترکونَن؛ ما از این پلاستیک حبابدارا… :|

تو خونه شما هم کاربرد توری پنجره اینه که نذاره پشه ها از خونه برن بیرون!؟

اگر تو آمریکا هم قوانین نام‌گذاری شرکتها مثل ایران بود
اسم شرکت اپل می‌شد  سیب‌پردازان سیستم‌گستر غرب

سیم کارت بخرید با دوست دخترتون حرف بزنید بعد با جایزش با اون یکی دوست دخترتون حرف بزنید
جشنواره دختر بازیِ ایـــرانســل

دیشب یه دزد اومد خونمون دنبال پول می‌گشت تو کمـــــد!!!
هیچی دیگه، خلاصه منم بیدار شدم از تخت اومدم پایین با هم دنبالش گشتیــــــــم …
آبــــروم رفــــــت

میگن تو جهنم وقتی خدا عذاب الهی رو نازل میکنه،
ایرانى ها یه گوشه لم میدن و میگن: ای بابا! اینم که تکراریه

یکی از دوستام رو دیدم عصبی … گفتم چیه؟
گفت شانس ما رو میبینی؟ تو بچگی با 100 تا دختر، دکتر بازی کردیم
الان آدرس هیچکدومشون رو نداریم، اما یه بار بچگی خونه همسایمون توی خودم شاشیدم،
حالا دخترشون شده همکارم!  نشسته میز روبروم هر روز صبح بهم میگه چطوری شاشو

بچه های الآن که سختی نمی کشن؟
ما دهنمون صاف شد انقدر دفتر خط کشی کردیم
یارو دفتر میخره از قبل حتی مشقاشم توش نوشته شده

واقعا شانس آوردیم همه بیماریها رو خارجی ها کشف میکنن
و اسم خودشونو میذارن روش وگرنه مثلا بجای پارکینسون باید میگفتیم
مرض کامبیز یا درد حاج مرتضی و برادران به غیر مجتبی

با این گرونی گوشت تا چند وقت دیگه جلو پای عروس و دوماد مجبورن  تن ماهی باز کنن

شباهت زندگی من و اینشتین در اینه که هر دو بچگیهامون خنگ بودیم
ولی خب
از وسطهای بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت میشه …

با بابام حرفم شد رفت تو آشپزخونه به مامانم گفت:
واسه خاطر چهل تومن یارانه باید این چیزارو تحمل کنیم؟!

یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن، بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه
بعد این سکه‌های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد …
عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم: آفرین!!!

اگه بخوای خلبان بشی، هزار جور مریضی داری ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری، سالمِ سالمی

یـکـی از فـانـتـزیـام این بود که تنظیم خانواده رو با نمره 9 بیفتم،
تا خانوادم باور کنن من تو خط این چیزا نـیـــســـتـم ولی لامصب 20 شدم

یکی از فانتزیام همیشه این بود تو سیستم عامل ویندوز یک مشکلی پیدا کنم بفرستم براشون
بعد بیل گیتس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من
دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخـــــر عمرش. خونه ماشین پول همه چی میدم بهت
بعد یک دقیقه سکوت بگم: دلم میخواد، اما من متعلقم به این مردمم

بابام به مامانم اس ام اس عاشقانه فرستاده…الان 2 روزه خونمون دعواست!!
مامانم گیر داده به بابام که این اس ام اس و کی واست فرستاده!!!

داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود
و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم:
پس چرا حواست به بچه ات نیس؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت:
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!

از مارمولک له شده زشت تر٬ پسربچه تو سن بلوغه
اصلن مثل کوبیسم میمونه!!! هیچیش به هیچیش نمیاد!!!

رفتم یوگا اسم بنویسم، لامصـــب دو به شک بودم حوصلم میشه برم یا نه!
یارو گفت میای کلاس ملافه و بالشم بیار!! فهمیدم همون ورزشیه که یه عمر دنبالش بودم

رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم.
تو عوارض جانبیش نوشته:
سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب
دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه
نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی!
فکر کنم اگه سیانور می گرفتم، عوارضش کمتر بود

از غضنفر می پرسن: بلندترین برج تهرون کدومه؟ می گه: آزادیه دیگه، معلومه که !!!
دو باره می پرسن: پس برج میلاد چی؟
جواب می ده: بابا شما خبر ندارین! اگه برج آزادی لنگ هاشو ببنده، از میلاد هم بلندتره

من قبلنا همش به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم ..
ولی از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بِدن، بهشون گریس هم نمیزنم،
آدم فروشای پس فطرت

گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن، و گرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه

سعی کنید در مسائلی که به خودتون مربوطه دخالت نکنید
دیگران زحمتشو میکشن



هـر کـاری میکنــم آیفـونـم بـه اینتـرنــت وصــل نمیشــه!!
دکمـشـو کـه میــزنـم در خــونـه بـاز میشــه ..!!
پس این ملّت چی میگن ما با آیفون میایم نت

خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم …
اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت:
مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود؟

یه فولدر خیلی شخصی و خصوصی دارم توی کامپیوتر خونه و سرکارم،
اسمشُ گذاشتم”غرب از نگاه استاد رحیم پور ازغدی” اینجوری دیگه فکر نکنم کسی بازش کنه

میدونید چرا روی خیابان ولی عصر این اسمو رو گذاشتن؟؟؟
چون صبح و ظهر
هیچ خبری نیست
ولی عصصصصصصصصصر، بیا ببین چه خبره

تو ایران فقط وقتی آرایش عروس رو قبول دارن که دیگه حتی مادرش هم نشناسدش

یادش بخیر یه زمانی تلویزیون تبلیغ سس و رب رو میکرد و بعد میگفتن:
هزاااااااااااار سکه تمام بهار آزادی دو هزااااااااار نیم سکه… الان دستمال توالت هم نمیتونن جایزه بدن

از عجایب ایران اینه که پژو 206 رو 12 تومن خریدی، 2 سالم استفاده کردی
پدرش درآوردی بعدشم 16 تومن میفروشیش

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻔﮕﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ …
ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭم ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ:
ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﭼﺮﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ پوﺷﯿﺪﯼ؟

یه همسایه داشتیم به خانومش میگفت “منزل”.
خانومش خونه ی ما بود اومده بود دنبال زنش. برادرم در باز کرد آقاهه گفت “منزل ما اینجاست؟”
برادرم گفت نه منزل شما ته کوچه ست.
بنده خدا در همه خونه هارو زده بود تا منزلش پیدا کنه

یارو میگفت: رفتم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین…
جناب سروان داد زد: کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟ منم با ذوق و شوق
دستمو بردم بالا گفتم: من!
جناب گفت: پاشو اینا رو بشمار

یارو 95 سال عمر کرده
بعد که می میره مینویسن: به دیدار حق شتافت!!
خو این کجاش شتافته؟ اینو که به زور بردن!

بچه رو به مادرش: مامان چرا بابا کچله؟
مادر: بخاطر اینکه بابات خیلی فکر میکنه!
بچه: پس چرا موهای تو اینقدر بلنده؟
مادر: خفه شو!
:)

دوران ما یه فیلم نمیتونستیم جلو بابامون نگاه کنیم!
حتی دیدن دخترایی که پشت شماعی زاده میرقصیدن واسه ما داستان داشت….!
الان یه پسر خاله دهه هشتادی دارم شبکه های ماهواره را قفل کرده باباش نتونه نگاه کنه

داشتم واسه امتحان میان ترم توو خونه تقلب مینوشتم…یهو دیدم مامانم بالا سَرمه…
اومد تقلب رو پاره کرد..
مونده بود چی بگه…….
گفت: ما تو این خونه نماز میخونیم





نوع مطلب :
برچسب ها : جک، لطیفه، جک های جدید و لطیفه های جدید،
لینک های مرتبط :


جمعه 13 مرداد 1396 05:57 ب.ظ
constantly i used to read smaller posts which as well
clear their motive, and that is also happening with this piece of writing which I am reading at this place.
جمعه 13 مرداد 1396 12:11 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my kids.
I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She put the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her
ear. She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but
I had to tell someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب